مرداد ۲, ۱۴۰۳
امپریالیسم

امپریالیسم، سلطه اقتصاد و سیاست

امپریالیسم به معنای اعمال سیاست‌های توسعه‌طلبانه اقتصادی و برتری‌طلبی سیاسی دولت‌های نیرومند بر ملت یا ملل دیگر است. نظریه امپریالیسم نخستین بار توسط مورخ انگلیسی‌ هابسن (۱۸۵۸-۱۹۴۰) مطرح و به وسیله لنین، رهبر شوروی، که خود تحت تاثیر اندیشه‌های مارکس بود، اخذ شد. این اصطلاح پس از انتشار کتاب «امپریالیسم به مثابه بالاترین مرحله سرمایه‌داری» توسط لنین از نفوذ سیاسی خاصی برخوردار شد. به نظر لنین ویژگی اصلی و جوهر امپریالیسم در زمینه اقتصادی آن است که تسلط انحصارات نقشی تعیین‌کننده و تصمیم‌گیرنده را در اقتصاد و سیاست کشورهای سرمایه‌داری ایفا می‌کند.

سه نوع امپریالیسم می‌توان تصور کرد که عبارت‌اند از:

۱- امپریالیسم سیاسی: بر طبق این نظریه امپریالیسم نتیجه منافع روندهای مشخص اقتصادی نیست بلکه نتیجه رفتار روانی حکمرانانی است که می‌خواهند از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کنند.

۲- امپریالیسم اقتصادی یا امپریالیسم نو: به این صورت است که گرایش طبیعی سرمایه به انباشت خود سبب کاهش سود می‌شود و برای آنکه نرخ سود بالا باشد، انحصارهای اقتصادی (کارتل‌ها و تراست‌ها) به وجود می‌آیند.

سپس سرمایه‌داران برای کسب سود به سرمایه‌گذاری در خارج کشیده می‌شوند و با تسلطی که بر دولت دارند، دولت را به تشکیل امپراتوری وا می‌دارند تا بازارها، مواد خام و بالاتر از همه، فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری سرمایه‌های اضافی به دست آورند.

۳- امپریالیسم فرهنگی و رسانه‌ای: کاربرد قدرت سیاسی و اقتصادی برای پراکندن ارزش‌ها و عادت‌های فرهنگی متعلق به آن قدرت در میان مردمی دیگر و به زیان فرهنگ آن مردم را امپریالیسم فرهنگی می‌گویند.

گرچه امپریالیسم فرهنگی اعم از امپریالیسم رسانه‌ای است، اما به‌ دلیل قدرت و سلطه رسانه‌ها و حجم بالای انتقال فرهنگی رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های مدرن، برخی از نویسندگان چون گیدنز، امپریالیسم فرهنگی را در چارچوب تبیین رسانه‌ای آن ارائه می‌کنند.

منبع: انصاف نیوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *